تبليغاتX
BLOGMA دانلود آهنگ کد آهنگ تفریحی سرگرمی

BLOGMA دانلود آهنگ کد آهنگ تفریحی سرگرمی
هر چیزی که میخواید رو بگید براتون بذاریم ***021***ما یه مشت سربازیم***021*** 
سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزای دلم.امیدوارم حالتون خوش باشه.میخوام آخرین مطلب رو درمورد کسی که واسه آخرین بار دوسش دارم بنویسم.شاید ۲۰ تا مطلب راجع بهش نوشتم و بعد ۴-۵ روز پاکش کردم ولی اینو پاک نمیکنم.

تا حالا شده ۴ ماه از پایان دوستیت با کسی بگذره و تو هنوز دوس داشته باشی برگرده؟واسه من که تاحالا نشده بود.

صدای بوق آزاد تلفن تو گوشم میپیچه.

-بله بفرمایید.

- س سلام.

-بفرمایید.

-خوبی؟

-شما؟

-ن ن نشناختی؟

-نه.با کی کار دارید؟

دلم ریخت.چی باید بهش میگفتم.بعد چند ثانیه- با خودت

گوشیو قطع کرد.

ایندفعه دیگه زنگ بزنم راحت حرف میزنم.دوباره زنگ زدم.

-سلام.

-سلام.بگو کارتو

بازم نمیدونستم چی باید بگم.فقط زنگ زده بودم که شاید بتونم باهاش صحبت کنم.بهش گفتم تو نمیخوای این رم منو بیاری؟رمتو شکوندم.میخوای بیا پولشو بهت بدم.گفتم من چیزای داخلشو میخوام.

شاید هرچیزی که میگفتم بهونه بود واسه بیشتر صحبت کردن.گفتم نامزدت خوبه؟گفت خیلی خوبه.انقدر راضیم.بهم گفت تو باعث شدی به این رضایت برسم.میگفت اگه اون کارو نمیکردی هیچوقت نمیتونستم با همچین کسی نامزد بشم وبه فکر تو میموندم.گفتم به فکر منی که به دردت نمیخورد!گفت آره ازت ممنونم.گفتم کی عروسی میکنی؟گفت نمیدونم.به زودی.گفتم اما منتظر بودی با من تموم کنی بری با اون نامزد بشیا.از قبل برنامه رو ریخته بودی.گفت این به اون در که تو با رویا دوست شدی.خندیدمو گفتم هه رویا!!بعد زنگ خونمون خورد.خواهرم بود.اومد داخل.دوباره رفتم سمت گوشی.گفت کی بود.گفتم آبجیم.گفت بهش بگو حرفایی که رویا بهش زده رو من بی تقصیرم.گفتم شماره رویا رو پاک کردم شمارشو بده تا دهنشو سرویس کنم.گفت بچه محلتونه که برو دم خونشون.

رویا زنگ زده بود به آبجیم و بهش گفته بود محمد منو آورده تو خونه شما و ترتیبم رو داده.

بعد اینکه گفت بچه محلتونه گفتم خر مگه گازم گزفته برم دم خونه اونا بایستم.گفتم عروسیت دعوتم میکنی؟میگفت اگه دوست داری بیا.میگفت بهترین لحظات زندگیشه وقتایی که با اونه.میگفت میخواد ببردش خارج.گفتم بالاخره به آرزوهات داری میرسیا.گفت نه آرزوم این نبود.گفتم آره جان عمت.۲۴ ساعته بهم میگفتی بیا بریم خارج.میگفت من که یادم نمیاد.گفتم تو چی یادت میاد؟میگفت فقط از تو وقتی که باهم رفتیم بال خوردیم یادمه.گفتم همین؟؟؟؟؟گفت آره.یه آهی کشیدم و گفتم پارک دم خونتون خنده هامون دعواهامون کتابخونه و بقیه چیزا یادت نیست؟گفت قطع میکنه ها.گفتم خب دیگه حرفشو نمیزنم.گفت باشه خوشحال شدم.دبگه مزاحم نشو.با من بود مزاحم؟؟گفتم باشه.برو.ایشالا خوشبخت ترین خوشبخت ها بشی.ایشال که بچه دار بشی.ایشال عروسیت منو دعوت کنی.گفت به شرطی که عروسیمو خراب نکنی.گفتم منو این حرفا؟؟من از اول تا آخر وسط واسط میرقصم.گفت خلاصشو گفتم بهت.گفتم باشه.گفت یه نصیحت میکنمت.هیچوقت یه دخترو بازی نده.گفتم تو دوستی ما مقصر فقط من نبودم.گفت آره میدونم.گفت به نامزدت دروغ نگو.گفتم باشه.گفتم آبجیامم دعوتن؟گفتم آبجی بزرگم میاد میشینه میگیم آبجیته.گفت واقعا مثل آبجیمه.کاش توام مثل آبجیت بودی.گفتم کاش...

گفتم تو تنها کسی هستی اینهمه وقت گذشته هنوز به یادشم.گفت اینم از شانس بد من بدبخته.گفتم مگه تو این مدت مزاحمت بودم که اینطوری میگی گفت نه.کلی گفتم...

و در آخر بدون هیچگونه مقدمه بهم گفت دیگه بهم زنگ نزن.مگه دوست داری دوست پسر قبلی آبجیت بهش زنگ بزنه؟جا خوردم.بهم برخورد.همونجا گفتم باشه خداحافظ و قطع کردم.

تقصیر خودم بود.اینم جزو دخترانی که یه پسر دوسش داره و عشقشو به زبون بیان میکنه.بعد بگید پسرا نامردن.حداقل جنبه دارن و مغرورانه صحبت نمیکنن تا بفهمن کسی دوسشون داره

خدایا از ته دل دعا میکنم خوشبختش کنه و اون خوشترین دختر دنیا بشه.ایشالا همه بهش حسودی کنن.همیشه تو قلبم جاش هستو واسش آرزوی بهترینها رو دارم.

خداحافظت به همراه آقا عرفانت...

 

فقط به خاطر کسانی که گفتند چرا ناراحتی نوشتم.یه کمی عصبی شدم از بعد این تلفن.حس خورد شدگی زیادی دارم و غرورم شکسته متاسفانه 

پرونده اش برای همیشه در بلاگما بسته شد و دیگه سر خوانندگان عزیز رو به خاطر خودم درد نمیارم.

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 12:40 ] [ محمد ]
سلام.چطورین؟اول یه خبر خیلی خوش بدم که بالاخره صبرامون داره تموم میشه و Zed bazi به زودی آلبومش رو بیرون میده.اسم آلبومش زاخوار نامه اس و تو یه آهنگش هیچکس هم هستعاشقشونم.وای فکر کنید مهراد هیدن با هیچکس.چه شودمیترکه.نامردا تصویری نمیدن که.این گروه تیک تاک واسه ما شاخ شده تصویری داده،سبک خوندنشون که تقلید از Z_bazi هستش.

در کل عاشقشونم فقط فقط Zed Bazi.Mehrad Hidden

 

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 20:0 ] [ محمد ]

دانلود آهنگ تیریپ ما ۲ با صدای سروش هیچکس و ریویال

دانلود

 

دانلود آهنگ برگرد بیا با صدای مهدی مقدم

دانلود

 

دانلود آهنگ راز این خونه با صدای رضا یزدانی

دانلود

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 12:12 ] [ محمد ]
سلام.دیروز داشتم به زندگیم تو پادگان فکر میکردم عین دیوونه ها نشسته۰ بودم یه گوشه میخندیدم به خودمخوب شد بهش فکر کردم حال و هوام عوض شد.

فقط میخوام از اونجایی شروع کنم که من فهمیدم دوستی با دختر خوبه

یادش بخیریادم میاد اول یا دوم راهنمایی بودم.کوچولوی کوچولو.فنچ تر از فنچ.رفته بودم تو محلمون داشتم میچرخیدم که چشمم افتاد به یه دختر ۲۲-۲۴ ساله.خیلی ازش خوشم اومد(جیگری بود واسه خودش).میخواستم باهاش دوست بشم.رفتم دنبالش راه افتادم ولی هیچی حرف نمیزدم.تا اینکه خودم رو جمع و جور کردم و گفتم باید بهش بگم.رفتم یه گل از پارک کندم.بعد رفتم جلوش گلمو گرفتم سمتش بهش گفتم با من دوست میشی.اونم خندید و گفت آخییییییییییی عزیزززززززززممممممم.بعد خم شد و بوسم کرد بعد بهم گفت اگه یه کم بزرگتر بودی بخدا باهات دوست میشدم عزیزم.من اونجا بود که فهمیدم دخترا خیلی موجودات خوبی هستن.بعد از اون بود که با دخترا دوست میشدم.اولین دوستم سحر که یک سال ازم بزرگتر بود خیلی خشگل و ناز بود.تو دل برو بود.دوسش داشتم.همیشه دوست اول عزیزه.دومین دوستم نسرین.من سوم راهنماییم تموم شده بود و قرار بود برم تو اول دبیرستان.نسرین پیش دانشگاهی بود و کلا ۲ هفته با هم بودیم.خیلی دوسم داشت.یادمه یه سری یه پسره با پراید اومد بغلش تیکه انداخت با اون قد کوتولم رفتم شاخ بازی.بهش میگفتم جرات داری پیاده شو تا حالیت کنم آشغال من کیم.پسره هم کلشو کرده بود بیرون فحش میداد.منم گفتم اگه داری پیاده شو.بعد گفت وایسا الان میام.گفتم برو هر خری رو میخوای بیاری بیار.رفت دیگه هم اون طرفا پیداش نشد.پسره فکر کنم ۲۲ سال رو داشت اسکل.یادمه روز آخر که اونا داشتن از محلمون میرفتن کرج بهم گفت هیچ دختری لیاقت تورو نداره محمد.مواظب باش.همه گرگن.راست میگفت.اون واقعا یه دوست خوب بود برام.دلم بره دیدنش یه ذره شده.دیگه بقیشون رو یادم نیست.تا شیوا.شیوا جان هرجا که هستی منو ببخش من به تو خیلی بدی کردم ولی خب تو آخرش تلافی ای کردی که از کل اون بدیها بدتر بود.تو اولین کسی بودی که واسه ازدواج میخواستمش.یادمه با بابات صحبت کردم راجع به ازدواج کردنم با تو.بابات هم راضی شد بود و میگفت معلومه پسره خوبی هستی.به منه مارمولک میگفت خوبخلاصه توام رفتی.دوباره بعد تورو یادم نیست تا فاطمه رو.فاطمه اومد تو زندگیم.فاطمه دختر خوبی بود.من از هیچکس دیگه کینه ای ندارم.دختری چرب زبون.عاشق.لاتی و خیلی تو دل برو.واسه همینم همه عاشقشن.البته فقط پسرا.همه دخترا ازش متنفر بودن.مخصوصا دختر خاله هامدهن منو سرویس کردن بخدا این دختر خاله هام.خلاصه فاطمه میتونم به جرات بگم از روز اول عاشقش شدم و هر روز دیوونه ترش میشدم.تا اینکه اینم رفت.باز بقیشو یادم نیست تا آخرین کسی که عاشقش شدم.عسل(شیرین تر از عسل)اون یه اتفاق بود که از اول میخواست بره.آخرشم به خواستش رسید و رفت.اما قبل از رفتن هر روز منو وابسته تر کرد به خودش.آخرش رفت و فقط گفت نامزد کرده.تقصیر من بود رفتنش اما خب تابلو بود دنبال بهونه بود.

خلاصه دیگه عشق و این جور چیزا وجود نداره.عشق شده ماشین بازی.کافیه بچه های تهران برن سعادت آباد بدونن عشق چیه.دخترا با خفن ترین ماشین پسرا هم با خفن ترین ماشین دنیا اونجا فقط از تو ماشین بهم شماره میدن.

مراقب باشید.اینجا همه گرگن

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 12:29 ] [ محمد ]
سلام بچه ها.من یه کمی معذورم.ببخشید.اما تا اطلاع ثانوی بسته اس.حالم اصلا خوش نیست چند وقته.خیلیا شاید اینو بدونن که حالم خوب نیست پس ببخشید منو.ولی مطمئن باشید خیلی سریع برمیگردم.شاید چند روز دیگه شایدم چند هفته.اما سعی میکنم به ماه نرسه و همبن چند روز بمونه.

شرمندم.نمیخواستم بخوابونمش حتی واسه یک هفته اما دستم نمیره.یه بار رفت که نوشتم و عنوان مطلبم میدونست بود که بعد کلی نوشتن پست کردمش و بلاگفا دچار مشکل فنی بود و هر چی نوشته بودم پرید.

میدونم منو نمیخواد از تو چشاش میخونم

من واسش فرقی ندارم که برم یا بمونم

نمیخواد عشقمو دیگه اینو حالا میدونم

چرا اون عشقمو نخواست واسه چی نموند کنارم

مگه بهش نگفته بودم کسیو جز اون ندارم

میدونست عاشقشم من

میدونست براش میمیرم

میدونست آرومه قلبم وقتی دستاشو میگیرم

در پناه حق.یا ابوالفضل.بای

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 15:21 ] [ محمد ]
سلام.دانلود کنید و از دستش ندید(البته هیچکس دوستان رو میگم(پرچم بالاس))

دانلود

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 15:46 ] [ محمد ]
سلااااام.خوبین؟منم خوبم.تازشم سربازم هستم.هرچی هی میخوام بیشتر دانلود آهنگ بذارم نمیشه که.یه مشت آدم که از ننشون قهر کرده شدن خواننده.یه دونه آهنگ جدید فقط بود که خوانندش یه کم به درد میخورد که آهنگش خوب نبود.یاس با Dj Ali بود آهنگه.چرت و پرت میگفت منم نذاشتم براتون.دلم میخواد داد بزنم بگم نمیخوام خدمت کنم اما هر کار کنم باید برم و تمومش کنم. .... تو این ارتش بره.دلم واسه موهای خوشملم تنگ شده.دلم واسه خیلی کارا تنگ شده.اما حیف نمیشه که.

بعضی از دوستان که منو از قدیم میشناسن میگن تو میخوای تا آخر خدمت بدون دختر سر کنی؟؟؟؟؟

باید بگم بله میخوام سر کنم مگه من چمه؟اینم یه چیز دیگه از اون محدودیت هامه تو خدمت که دلم براش تنگ شده.پس شد مو + دختر تا اینجاش.

تو تابستون شبها هر روز کم کم تا ۱ شب با رفیقام بودیم و حداقل روزی ۴ ساعت ورق شرطی بازی میکردیم.اما مگه الان میتونم پیش دوستام باشم(مثل قدیم)بیشتر از هر چیز به فکر خوابم شدم.درست برعکس قبل خدمتم که اصلا خواب برام مهم نبود.

من کارم قبل آرایشگری نصب سقف کاذب (Knauf) بود که یه نمونه عکس از کارم رو میذارم براتون.دلم واسه اون کار خیلی تنگ شده.چون بهترین دقایق زندگیم رو تو این کار گذروندم.هیچ کجا مثل سر کارام با کارگرام نخندیدم.یادش بخیر تو سازمان انرژی اتمی تهران داشتیم سقفهاش رو کار میکردیم مهندس های سازمان انرژی اتمی رو سوژه میکردیم میخندیدیم.نمونه عکس یه کارم که یه مغازه تو بازار تهران هست رو ببینید:

 پس شد تا اینجا  ۵ تا چیز.یکی کار قبل از آرایشگری+ شب بیداری با دوستام+ ورق بازی+ دختر+ موهام.

فعلا همین ها باشه تا بقیه اش رو بعدا بگم.خیلی چیزهاس.خیلی...

به علی و پسرش ابوالفضل میسپارمتون.یا حق

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 12:8 ] [ محمد ]

اول.اون کسایی که نظر خصوصی میدن بدونن که چاکر تک تکشون هستم پرچمشون همیشه بالاس.هم دخترا هم پسرا.بیشتر از نظرای ثبت شده نظرای خصوصی دارم که خوشحال کنندس برام.یاد آلگلچین دات بلاگفا وبلاگ قبلیم افتادم که با پویا مینوشتم.تو اونجا روزی ۳۰۰ تا بازدید کننده داشتیم،البته بعد ۲ سالولی نظر یه ذره داشتیم.کسایی هم که از پویا میپرسن از من که چرا دیگه باهم نمینویسید باید بدونن که پویا خودش وبلاگ داره آدرسش هم:

وبلاگ پویا و رومینا---->> www.golhayeashegh.blogfa.com

در کل بازم خیلی دوستون دارم مطلب رو بخونید و از دست ندیدش به نظر من:

 

سلام.امروز یه شعر براتون آوردم که خیلی خشگله.بخونید که از دستتون نره.حسن تو این شعر منو یاد بچگیم میندازهبخونید:

 

سخت آشفته و غمگین بودم…


 به خودم می گفتم:


بچه ها تنبل و بد اخلاقند


دست کم میگیرند


درس ومشق خود را…


باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم


 و نخندم اصلا


تا بترسند از من


و حسابی ببرند…


خط کشی آوردم،


درهوا چرخاندم...


 چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید


مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !



اولی کامل بود،



دومی بدخط بود


بر سرش داد زدم...



سومی می لرزید...


خوب، گیر آوردم !!!


صید در دام افتاد


و به چنگ آمد زود...


دفتر مشق حسن گم شده بود


این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت


تو کجایی بچه؟؟؟


بله آقا، اینجا


همچنان می لرزید...


” پاک تنبل شده ای بچه بد ”


" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"


” ما نوشتیم آقا ”



بازکن دستت را...


خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم


او تقلا می کرد


چون نگاهش کردم


ناله سختی کرد...


گوشه ی صورت او قرمز شد


هق هقی کردو سپس ساکت شد...


همچنان می گریید...


مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله



ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد


زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……



گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن



چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود


غرق در شرم و خجالت گشتم


جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود


سرخی گونه او، به کبودی گروید …..



صبح فردا دیدم


که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر


سوی من می آیند...



خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من


تا که حرفی بزنند


شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید



سخت در اندیشه ی آنان بودم


پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”



گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟


گفت : این خنگ خدا


وقتی از مدرسه برمی گشته


به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده


قصه ای ساخته است


زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است


درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….



چشمم افتاد به چشم کودک...


غرق اندوه و تاثرگشتم



منِ شرمنده معلم بودم


لیک آن کودک خرد وکوچک


این چنین درس بزرگی می داد


بی کتاب ودفتر ….



من چه کوچک بودم


او چه اندازه بزرگ


به پدر نیز نگفت


آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم



عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم


من از آن روز معلم شده ام ….


او به من یاد بداد  درس زیبایی را...


که به هنگامه ی خشم


نه به دل تصمیمی


نه به لب دستوری


نه کنم تنبیهی


***


یا چرا اصلا من
عصبانی باشم


با محبت شاید،
گرهی بگشایم



با خشونت هرگز...


          با خشونت هرگز....


                   با خشونت هرگز...

 

[ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 9:37 ] [ محمد ]
سلام.اگه بدونید چه شکلی شدم سکته میکنید از ترس(قیافمو ببینید)دندونم چرک کرده و کل صورتم سمت چپش باد کرده به صورت کاملا ناجور و درد داره میکشدم.صبح رفتم دکتر کلی برام دارو نوشت و واسه پس فردا وقت داده که برم واسه درست کردنش.گفت تا فردا بادش باید بخوابه.خدا کنه بخوابه

۴ روز استعلاجی از امروز گرفتم(خدمت ۴ روزش پیچید)


امروز ۴ تا آهنگ خوب براتون میخوام بذارم امیدوارم خوشتون بیاد.

دانلود آهنگ بسیار زیبای تولد با صدای امین حبیبی

دانلود

دانلود آهنگ بسیار زیبای بدو دیره با صدای گروه برو بکس(Baro Bax)

دانلود

دانلود آهنگ بسیار زیبای دلم تنگته با صدای معین

دانلود

دانلود آهنگ بسیار زیبای دلتنگ با صدای محسن چاوشی

دانلود

[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 19:51 ] [ محمد ]
سلااااااممممحال شما خوبه؟منم خوبم.الحمد الله میگذره.امروز ۲ تا آهنگ فوق جدید آوردم که غیر اینکه جدیدا عشقولانه هم هستن.خیلی قشنگن.دانلود کنید(شکست عشقیو از این جور مسائل)

جاتون خالی تهران داره میترکه از ترافیک،تا کوچه ما اومده ترافیک

شب یلداتون مبارک عزیزای دلمید به خدااااااا

دانلود آهنگ فوق العاده زیبای میگی با صدای امیر تتلو و اردلان طعمه و سعید SJ

دانلود

دانلود آهنگ فوق العاده زیبای پنجره با صدای بهنام علمشاهی

دانلود

[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 15:6 ] [ محمد ]
سلام.حال شما؟؟؟؟قربونت برم الهیدلم واسه آهنگ گذاشتن تو وبلاگ تنگ شده بود.چند تا از دستنویسها رو پاک کردم.ایشالا خوشتون بیاد.من الان سربازم و زندگیم از نو شروع شده.ایشالا اگه خدا بخواد میخوام تا آخر خدمت تنها باشم(زندگی بدون دختر)عکسمم برداشتم بجاش عکس ۳ نفره میذارم.یه دونشون دست چپی خودمم وسطی پویاس که خیلیا میشناسن از دوستای خودم و دست راستی امید (پسر عموی فاطمه اس)(این عکس به خاطر بیشتر دل خودمه،چون به وبلاگ زیاد سر میزنم و عکسشو نگا میکنم)خب بریم سراغ آهنگ:

دانلود ۲ آهنگ بسیار زیبای مازیار فلاحی به نامهای گل نازم و دلم بشکنه حرفی نیست

دانلود آهنگ گل نازم

دانلود آهنگ دلم بشکنه حرفی نیست

دانلود دکلمه ی جدید مسعود امینی در ترانه حیف که نميشه با صداي اميد

دانلود


دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای علی لهراسبی به نام شیدایی

دانلود

دانلود آهنگ بسیار زیبای تیتراژ جدید فیلم قهوه تلخ از مهران مدیری

دانلود

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای رضایا به نام فرشته

دانلود

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای شهره به نام بیا تا برقصیم

دانلود

[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ 20:1 ] [ محمد ]

بسم الله

خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام

نخ به نخ زیر قدم های تو انداخته ام

من همان قالی پا خورده و دل باخته ام

که دلم را به تمنای دلت باخته ام

با عرض سلام خدمت تمام عزیزای دلم.امیدوارم هرجا که هستید خوب و خوش و موفق باشید.

اول از همه شرمنده که دیر شد.آخه تقصیر من نیست خداییش.میدونید چیه،ما قرار بود هفدهم جشنمون باشه و همون روز هم راه بیفتیم بیایم که امیر پادگانمون مهمونشون نیومدن و به خاطر یه نفر که نیومد جشن ما افتاد نوزدهم و همون نوزدهم هم راه افتادیم و امروز که بیستم آذر هست رسیدیم تهران.واسه همین ۱۰۰۰ نفر آدم رو نگه داشتن و ۲ روز از مرخصی پایان دوره هممون کم شد.

چقدر این هجده روز آخر مزخرف و بد بود.از یه طرف ۱۰ روز اول محرم بود از یه طرف هفته آخر نمیگذشت برامون واسه اینکه بیکار بودیم و از یه طرف دیگه بردنمون اردوگاه(زندگی در شرایط سخت)از بیرجند ۳ ساعت و نیم پیاده بردنمون سمت زاهدان و اونجا چادر زدیم ۳ شب و ۴ روز تو اردگاه بودیم.دهنمون سرویس شد.خیلی سرد بود.شبا خوابمون نمیبرد و صبحها از سرما جرات نمیکردیم از چادر بیایم بیرون.

ولی روز آخر چقدر گریه کردم.۲ ماه با ۲۰۰ نفر آدم زندگی کنی یهو از همشون جدا بشی خیلی سخته.

وای خدا بیشتر بچه ها یا سنندج افتاده بودن یا شاهرود.الهی بمیرم براشون

من هم سرگروهبان شدم حفاظت تهران رسته اداری پرسنلی هم هستم.خدا جونم شکرت

اینجا جای داره از همه بازدید کنندگان گلم (عزیزای دلمید بخدا)تشکر کنم.مرسی که تو نبودنم سر میزدید.همتون نفسید.دوستون دارم

 

عکسمم برداشتم(کافی بود  ۲ روز

 

به جاش عکس موهامو(جز موهام بقیه جاهارو سعی بر شطرنجی کردن عکسم داشتم که ریا نشه) گذاشتم که دلم براشون تنگ شده کنار وبلاگ تا آخر خدمتم بمونه ببینمشون هرروز. یادش بخیر خواب بودم تو این عکس یه نفر(()) بیدارم کرد عکس رو انداخت ازم

 

یه خبر بد هم اینکه من تو خدمت بعد ۲ هفته که رفتم خدمت بخاطر فقط یه فشار سنگین که تو کل خدمت باهام بود دوباره سیگاری شدم

فعلا با اجازتون.بابای

[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 12:50 ] [ محمد ]
سلاام برو بچه های خوب خودمون.امیدوارم حالتون خوب باشه.اول از همه میخوام پرونده نویسنده و همکار قبلی رو همینجا ببندم.اولا رمز وبلاگ تغییر کرده و از این به بعد فقط خودم در خدمتتونم.البته وقتایی که خدمت نیستم.خب اولا اون منو از دست داد.چون تقصیر خودش بود.چون من بهترین بودم براش و یه روز اومد گفت میخواد بره منم معلومه که میرم با کسای دیگه.بعدشم که برگشت حتی واسه یه ثانیه نخواست یه کاری کنه که فکر کنم دوسم داره و باز عاشقم کنه.اونموقع که روانیش بودم نموند.خودش میدونه چقدر کمکش کردم و چقدر دوسش داشتم.منم منتهامو کشیدم و وقتی ازش خبری نیست من دیگه کاریش ندارم.مرسی از گندم جان بابت نظراتش که باعث شد مثل آبجیم باشه.من به گندم هم گفته بودم ۱ ماه پیش از اینکه برم خدمت که اگه اون بهم واسه ۱بار بگه دوسم داره دوباره تمام زندگیمو براش میریزم.پس اون منو از دست داد چون مثل من کم پیدا میشه به نظر خودم.هم آینده ام تامین و روشن و از نظر اخلاقی رو دست ندارم و کسی که دنبال بهونه اس واسه رفتن بهتر که رفته با هر خر دیگه که دوست داره.راستی سیمکارت ۰۹۳۵۱۳۹۳۲.. هم یه روز ازت پسش میگیرم.یا خودم یا آبجیای گلم میگم بیان بگیرن.   ... خانوم خداحافظت برای همیشه.با آرزوی بهترینها برای شما.همیشه به یادتون غمگینم و از ته دل دوستون دارم.عروسیت حداقل دعوتم کن.خیلی دلم واسه اون روزای خوب تنگ شده و کارم بخدا همش گریس.عاشقانه دوست دارم عزیزم(بهترین دوست زندگیم)فقط خداکنه حلالم کنی.منم حلالت کردم حتی به خاطر کتک خوردنم از پلیس که تا ۲ روز گوشام سوت میکشید بخاطر چک زدنشیادت خیلی برام عزیزه.ایشالا با هرکس هستی خوشبخت باشی.ایشالا بشناسدت تا بدونه چطوری خوشحالت کنه.ایشالا تا آخر زندگیت منو فراموش نکنی.عزیزم بغض دوباره گرفتم(۳ روزه این پست رو هی عوض میکنما.اولش که ثبت موقت بود)خیلی دوست دارم.الهی اون که ازش دم میزدی پشت تلفن اذیتت نکنهدلم واسه بوسه هات تو آینه راننده تنگ شدهبه خدای بزرگ(تنها کسی که آرومم میکنه وقتایی که به فکر توام)میسپارمت.خداحافظت تا...

اما خاطره های هتل ۰۴ بیرجند

از روز اول بگم که تا رسیدیم اونجا گفتن اونایی که شرایط دارن مثل متاهل و پدر فوتی و... بیان بیرون منم شرایط دار بودمشرایط من برادر در حین خدمت بودبه خاطر همین اومدیم دوباره تهران که مدارکمونو ببریم براشون.اونجا ۵ روز مرخصی گرفتم.جاتون خالی تو اون مرخصی بود که جریان رویا لو رفت و ۵تا چک افسری از یه پلیسه خوردم+کلی لگد و مشت که یه دختره رفته بود منت کشیای منو به پلیس گفته بود مزاحمت ایجاد کرده پلیسه هم رگ غیرتش باد کرد و اومد من بدبختو ترکوند.برگشتیم پادگان و من از بچه ها پرسیدم اینجا چطوریه.زیاد گیر میدن یا هتله؟گفت دهنمونو سرویس کردن بابا.همش تنبیه.منم اونموقع ها یادمه زیاد حالم خوب نبود.میدونید که شکست عشقی خورده بودم خلاصه گذشت ۱ هفته و مارو هی بشین پاشو و ... میدادن تا اینکه من از اون حس و حال تقریبا اومده بودم بیرون.اینا بشین پاشو میدادن من میرفتم پیش رفیقام میگفتم فقط بخندیم.۵ تا الدنگ خوردیم به هم(مهیار٬عارف و علی و پیمان و خود الدنگم)جاتون خالی فقط میخندیدیم و سر گروهبانمون قاتی کرد هر کس میخنده بیاد بیرون.من سریع بلند شدم رفتم بیرون.پشت منم رفیقام اومدن بیرون و پشتمون کل بچه های تهران اومدن بیرونیه بوفه اونجا داشتیم که از محلی که ماها وایساده بودیم ۲۰۰ متر تقریبا فاصله داشت.بهمون گفت برید دور بوفه بدویید بیاید.ما ها هم همه با هم داد زدیم هی بعد دوییدیم.فقط میخندیدیم.۲-۳ دور فرستادمون دور بوفه ما ها هم میخندیدیم.دلم داشت میترکید انقدر خندیدم.بعد به بچه ها گفتم پشت بوفه وایسیم کارشون دارم.وایسدن بهشون گفتم مجید خر صدا(یکی از بچه ها) بشه مربیمون ما ها هم از فرمانش پیروی میکنیم.بعد به مجید گفتم هی وسط دوییدنمون بگو یک ماها حالت شنا دراز میکشیم رو زمین بعد دوباره بگو دو ما پا میشیم میدوییم.بعد که نزدیک سرگروهبان شدیم بگو پا مرغی برید.همه قبول کردن و دوییدیم.هی حالت شنا میگرفتیم هی میدوییدیم فقطم میخندیدیم.بعد گفت پا مرغی برن.ماها هم پا مرغی شروع کردیم به رفتن.خود سرگروهبانمون خندش گرفته بود.بعد رفتیم وسط بچه ها همه داشتن میترکیدن.یادش بخیر.بعد سرگروهبانه گفت از شماها پررو تر تاحالا نیومده بود اینجا.از اونموقع بود که هتل ۰۴ شد برامون.همه کار با خنده میکردیم.بعد رفتم پیش فرمانده گروهانمون و گفتم نامه بده که دیگه رژه نرم.گفت مگه چته.گفتم پاهام مشکل داره.تو برگ سبز و برگ سفید خدمتمم نوشته معاف از رزم.گفت مطمئنی گفتم آره.خلاصه به ما نامه داد از اون به بعد رژه هم نمیرم.بشین پاشو هم میدن نمیرم هر کار میگن میگم نمیتونم.نامه رو نشونش میدم.(من واقعا پاهام مشکل داره ها.پاهام یه کم پرانتزیه واسه همین معاف از رزمم کردن)یه روز دیگه نشسته بودیم تو صف ناهار خوری یه پیکانیه اومد یه پیرمردی بود بهمون گفت بچه کجایی و همه گفتن از هر شهر چند تا برداشت برد یه گوشه من جزوشون نبودم.یکی از رفیقام علی جزوشون بود.بعد بهم گفت بیا خودتو بچسبون بهش.گفتم مگه کیه.گفت پذیرش تهران داره میکنه.منم بدو بدو رفتم پیشش گفتم اسم منم بنویس.گفت برو اون طرف ببینم.گفتم تورو خدا.گفت برو بچه تو قیافت شروره.گفتم بابا کجاش شروره.من همش نماز و  دعام.به قیافه نیست که به دله.گفت برو بشین.گفتم پذیرش کدوم مرکز هستید.گفت حفاظت اطلاعات.برق از چشام پرید.گفتم من آرایشگرما.۳ سال کار کردم.مدرک بین المللی هم دارم.۶ ماه هم به خاطر مدرکم دوره دیدم.بعد گفت نمیخوایم.گفتم من که خودم شرایط دارم شهر خودم میفتم به خاطر خودتون گفتم.بعد به سربازش گفت اسمشو بنویسخلاصه هفته بعدش بردنمون مصاحبه اونجا هم قبول شدم.خدا جونم شکرت

از نظر غذایی هم حرف نداره خدا وکیلای.جوجه٬کوبیده٬ مرغ سوخاری٬ زرشک پلو با مرغ و قیمه و شیر و دوغ و... میدن.من که راضیم فقط چند تا چیز خیلی عذابم میده.یکی دوری از خانوادم.یکی دیگه دوری از دوستام.دوری از تهران عزیزم.دلم واسه عشقم که یه طرفه اس از همه بیشتر اذیتم کرده تا الان.و یکی دیگه اینکه ۱۰ شب محرم نیستم.آرزوم بود باشم و بتونم علامت(علم ۱۵ تیغه) بکشم.امسال قرار بود ایستگاه صلواتی هم بزنمته نامردیه.دقیقا ۲ روز بعد تاسوعا عاشورا ترخیص میشیم.

اما در مورد بچه های شهرها.

تهران ۰۲۱(پرچم بالاس):ته بچه های با عشق و با معرفت و توپ همه میگن بچه های تهران

مشهد:بیشترشون آدم فروشی میکنن و آدم رو لو میدن هر کار میکنه.

گرگان:خیلی عشق لاتی دارن.۲ بار با ۲تاشون دعوام شد مثل سگ زدمشونا.یکیشون ایمان پاشایی بود اسمش.گنده گرگانیاس.اما بچه باحال هم توشون پیدا میشه.

اصفهان:خیلی باحالن.فقط میخندن.میشینی پیششون فقط میخندی.مثل دوستای گلم محمود کریمی و امید عیوضی.

راستش تو بچه های ما فقط همین شهرها هستن.شاید بگید چون تهرانیم اون طوری نوشتم ولی خداییش همه بچه ها خودشونم حرف منو قبول دارن.

راستی ۵ روز اول دوره مرخصی گرفتم ۵ روز هم الان.نبود ۱۰ روز مرخصی تو آموزشی

تو خدمت یاد شماها هم کردم خدا شاهده.مخصوصا گندم خانوم و آقا مهدی گل و مهدیه جون و فائزه خانوم

از الان وبلاگ بخاطر اینکه نیستم تو محرم موزیک پلیرش نوحه پر خاطره میخونه

بچه های عزیز به خدای بزرگ میسپارمتون.ایشالا برگشتم بازم میام پیشتون.من فردا حرکت میکنم به سمت بیرجند.ایشالا ۱۸ آذر ترخیص میشیم میایم پیشتون.دوستون دارم.

 

دلم واسه وبلاگ و بچه ها تنگ میشه

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 18:0 ] [ محمد ]

دینگ دینگ.دینگ دینگ.از آیفون نگاه میکنم و میبینم مامور پست اومده.گوشی رو بر میدارم.

-کیه؟

-منزل آقای شاه محمدی؟

-بله،بفرمایید.

-مامور پستم.بیاید نامه دارید.

-چشم.الان میام خدمتتون.

دلم ریخت.از پشت آیفون دیده بودم که دستش پاکت نظام وظیفه اس.آخه ۲بار تاحالا بهم نامه داده بود قبلا.پیش خودم گفتم حتما برگ سفیدمه و نوشته کجا افتادم.باز پیش خودم نیشخند زدم و گفتم من که میدونم کجا میفتم.(پذیرش شده بودم.تو سپاه،آموزشی بابل،بقیه خدمت بیمارستان بقیه الله تهران)اما نمیدونم چرا استرس داشتم.

رفتم دم در:

-سلام

-سلام. آقای شاه محمدی؟

-بله عزیز جان.از طرف نظام وظیفه نامه اومده؟

-بله

-یعنی میخوای بگی ۲سال بدبختی شروع شد؟

-بدبختی چیه.میری میای تازه زندگیت شروع میشه.ماشالا جوون خوش استیلی هم هستی دست رو هر دختری بذاری میگیریش

-مرسی.اما ۲ سال الافیه

-آره.اما من ۸ سال پیش رفتم بهترین دوران زندگیم بود.اما خداییش ۲سال خیلی زیاده.اگه ۱سال بود خوب بود.

-ای بابا.چیش رو حساب کتابه که اینش باشه

-اگه میشه اینجا رو امضا کن.

-چشم.

نامه رو گرفتم و اومدم داخل خونه.با استرس زیاد نامه رو باز کردم.دیدم بله برگه سفید اومده.نمیدونم چرا اما میخواستم جرش بدمخلاصه ورق برگ سفید رو باز کردم و شروع کردم به خوندنش.مشخصاتم درست بود.شماره ملی ۰۰۱ ... تاریخ تولد ۴/۱۲/۷۰.محل تولد تهران.وضعیت تاهل مجرد.دین و مذهب مسلمان شیعه و ...

اومدم پایین تر.تاریخ اعزام:۱۸/۷/۹۰.

*نیرو یا سازمان به کار گیرنده:نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

تا اینو خوندم جا خوردم.چرا نوشته ارتش؟؟من که تو سپاه پذیرش شده بودم

بازم خوندم.

نام مرکز آموزش:مرکز آموزش ۰۴

سریع صفحه گوگل رو باز کردم.نوشتم مرکز آموزش ۰۴ نیروی زمینی ارتش.

وای خدا.باورم نمیشه.بیرجند!!!

پس چرا بهم اون عوضی میگفت پذیرشت ۱۰۰٪ شده.چرا ازم پول گرفت که پذیرشم کنه تهران که بتونم بعد از ظهرها آرایشگری کنم.

زنگ زدم بهش.میگم عوضیه آشغال اینجا که نوشته ارتشم.میگه کجا افتادی آموزشیتو.میگم بیرجند.میگه نوچ نوچ.بیرجندددددد؟؟؟میگم آره بیرجند.گفت شرمنده بخدا.

این جوابه منه؟؟؟شرمنده بخدا.دوست داشتم زمین و زمان رو بهم بدوزم.پسر عمه ام بیرجند بود.یکی از خاطراتش این بود که یه بار یکی از نوچه های یکی از قاچاقچی هارو گرفتن بعد قاچاقچیه زنگ زده گفته اگه تا ۲۴ ساعت دیگه آزادش نکنید سرت رو میزاریم رو میزت.اینام آزادش نکردن.فرداش ۴-۵ تا از اون کادریاشو کشتن.میگفت میخواستیم تلفن بزنیم باهامون یکیو میفرستادن بقلمون با اسلحه راه بره اشرار نریزن بکشن.و میگفت بخدا خیلی چیزاشو که تو اونجا دیدم رو نمیتونم بگم چون اگه بگم همه میگن رفته خدمت خالی بند شده،اما بقرآن چیزایی دیدم که عمرا تا آخر عمرت نبینی.

حالا قراره برم ببینم.لب مرز افغانستان و پاکستاناما قسمت این بوده.باید برم و میرم و به امید آینده درخشانم همه کار میکنم تا خدمت لعنتی تموم بشه.تف به این خدمت.اما بازم به قول پسر عمه ام تو انقدر پررویی که هرجا باشی کر کر خنده و هتل باشه براتتا الان داغون بودم.خوب شد نوشتم.یه کم خالی شدم.خلاصه ما یه ذره دیگه هستیم در خدمتتون.دعا کنید بعد آموزشی(یگان)رو تهران باشم.چون اگه باشم تو پادگان میگم آرایشگرم و صبح تا ظهر میشم.

میخوام تکست آهنگ ما یه مشت سربازیم هیچکس رو براتون بنویسم.واقعا فوق العده اس.شبانه روز گوش میکنمش.همه لوتی ها بدونن که پرچم بالاس

 

می خوام برن دستات بالا بالاتر
021این بالا تا ابد

یه مشت سرباز باحال باهامن

 که هر کدوم واسه ی خودشون داستانها دارن


مثله (( تریپ ما )) با نام خدا --- اینم شروع میکنم خدا باهامه چون ما
شکر گزارشیم و حال خوش داد ---حالی که میشه دنیا رو فحش داد
ما یه مشت سربازیم جون به کف --- عزراییل با اکیپ ما جوره پس
کمک حال همیم حتی با پول کم--- یه کم رپمو مزه کن شوره نه؟
چون ما شــــــــورشو در آوردیمو زدیم--- کل اونوریا که به اونا گوش ندیم
حاضریم واسه چهار چیز جون قابل و بدیم--- خدا, وطن, خانواده و رفیق
خیابونم توش موندیم واسه چهار چیز--- یکیش چون اجباره و دیگه جا نیست
بعدش مرام و اون یکیم اینجا جاش نیست --- آخری یه کم عشقی, برگهای پاییز

می خوام برن دستات بالا بالاتر
021این بالا تا ابد
یه مشت سرباز باحال باهامن
که هر کدوم واسه ی خودشون داستانها دارن


ببین صفای اینجا -- رو نداره هیچ جا -- همه کوچیکها -- قراره پیش ما
یاد بگیرن که یه سرباز ---- از خودش میگذره و به فکر فرداست
ما یه مشت سربازیم فوق لیسانس بزرگترین دانشگاه کل ایران
منظورم خیابون, تحصیلاتم, من جدول و به نیمکت ترجیح دادم
این یکیو اصلا سعی نکن باشی مثل ما --- قسمت ما هم کردیم گاهی اشتباه
ما با هر شرایطی خودمونو میدیم وقف
کلی خون و اشک تو راهمون میریزه
اما نا امیدی یعنی بی ایمانی
بیدی با باد نلرزه دیدی ما ایم
پس تبر که ترس نداره نه اصلا
بگو ما واسه جنگ حاضریم اگه طلبن

می خوام برن دستات بالا بالاتر

021  این بالا تا ابد
یه مشت سرباز باحال باهامن
که هر کدوم واسه ی خودشون داستانها دارن


بالاست پرچم -- بی برو برگرد -- رفیق نگران نباش -- بیخود تو اصلا
ما یه مشت سربازیم بودیم بیشتر ---- جدی بگیر حرفمو تو فاز شوخی نیستم
رفتند خیلی ها از کنارمون ---- این عید و ما هستیم به یادتون
میخوام شهیدا بدونند اگه هستیم خاکی ---- واسه خون پاکشونه که رو زمین پاشید
همه لوتی ها بدونند که پرچم بالاست ---- تو هم اگه مردی ما هستیم باهات
دعا می کنیم جهان توی صلح باشه آمین ---- آتیش کافیه به اندازه داشتیم
زود تر برسه روزی که همه شادابن ---- باشد که همه شاد باشند


آروم وا نستا چون

 

 

می خوام برن دستات بالا بالاتر
021این بالا تا ابد
یه مشت سرباز باحال باهامن

که هر کدوم واسه ی خودشون داستانها دار
 
 
 
 

خب حالا دانلود آهنگ هم داریم.آهنگای همین امروز هستن و همین امروز پخش شدن.حسین مخته (بزن تو کارش) و گروه Tm Bax به نام تهرون مال ماست،دانلود تو ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 22:41 ] [ محمد ]
سلام.سری دوم کدهای موزیک رو تقدیم میکنم به همه کسایی که از ما کد موزیک خواستن.برای تمامی درخواستها برای کد موزیک،کد نوشته میشود.امیدوارم راضی بوده باشید ازمون.

 

کد آهنگ Suzy که چند وقت پیش گذاشته بودمش واسه دانلود(همون آهنگ خفه که میترکونه،Bass بالا)*****

 

 

کد آهنگ امشب میخوام گروه ۲۵ باند****

 

کد آهنگ چقدر بده تنهایی گروه ۲۵باند****

 

 

کد آهنگ مسافر فریدون آسارایی****

 

 

کد آهنگ گریه نکن محمد علیزاده***

 

 

کد آهنگ جنگیدم محمد بیباک*****

 

 

کد آهنگ حالم عوض میشه شادمهر عقیلی*****

 

 

کد آهنگ سرباز وطن یاس***

 

 

کد آهنگ هراس محسن یگانه*****

 

کد آهنگ مثل من گروه Zed Bazi (زد بازی) عشق منه این آهنگ (کد اختصاصی)******

 

[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ 11:34 ] [ محمد ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

021ما یه مشت سربازیم021
سلام.
من محمد هستم اومدم اینجا برای شما مطالب خوب بذاریم(البته اگه بتونم) صادره از تهرانم.5ساله وبلاگ نویسی میکنم و اینبار توی وبلاگ بلاگما هستم برای شما.
خوش آمدید به اینجا.سعی من رفع نیازهاتون و جواب دادن به سوالهاتون هست.امیدواریم از اینجا خوشتون بیاد.جهت اطلاعات بیشتر به قسمت نظرات رجوع کنید.ممنونم.
((تبادل لینک هم میکنیم))
راستی تمامی لینکهای دانلود رو هم خودم آپلود کردم ولی هلالتون باشه من لینکاش رو هیچوقت پاک نمیکنم شما هم میتونید کپی بر داری کنید.من راضیم
چون دلم برای موهام تنگ میشه عکس موهامو + عکس دو نفر دیگه رو میذارم که جریان داره گذاشتنش و یه زمان 24 ساعت با این دو نفر بودم ولی الان به خاطر یه چیز نیستم.در ضمن عروسی آبجیمه ها عکس بالایی
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس